|
تارنگار رسمی انجمن فرهنگی بیستون
|
علیقلی محمودی بختیاری:
«رستم» با خون «دیو سپید» نور و آگاهی را آزاد كرد
عیسا حکمتیزاده(خبرنگار دو هفته نامه امرداد): دكتر علیقلی محمودیبختیاری در همایش «یادمان تا خاطره» با ابراز خرسندی از اینكه دستكم بخشی از فرهنگمان با بودن در موزهها، پاس داشته خواهند شد، دربارهی شاهنامه و عرفان و کتاب خود با نام «شاهنامه، آبشخور عارفان» گفت: «"عرفان" به چم(:معنی) شناخت و آگاهی و بینش و خرد است و نباید آنرا با تصوف اشتباه کرد.» به گفتهی محمودی بختیاری «آبشخور» به چم چشمهای است که از آن سیراب میشوند و بهره میگیرند.
محمودی بختیاری، این استاد ادبیات كشورمان افزود: «اگر شاهنامه را بخوانید، خواهید دید که آنچه حافظ و مولانا و عطار و دیگرانی چون خیام از آن سرچشمه میگیرند شاهنامه است.»
وی برای نمونه هفتخوان رستم را با هفت مرحلهی عرفان به گفته عطار برابر دانست و دیو سپید را مانند زندانی برشمرد که در آن نور و روشنی و آگاهی زندانی است، رستم با خون او بینایی و آگاهی را برای سران کشور که نابینا شده بودند، میآورد.
همایش «یادمان تا خاطره» که دكتر محمودیبختیاری از سخنرانهای آن بود به کوشش انجمن فرهنگی بیستون، 21 شهریورماه برگزار شد. در این همایش، در بخش نخست فیلمی مستند همنام با همایش به نمایش در آمد. این فیلم که از ساختههای «فرشید فرجی» است به روند ویرانی آثار فرهنگیمان پرداخته شد. در این مستند با کسانی چون «کامیار عبدی»، «حسن فاضلی»،«مسعود آذرنوش» و «هوشنگ طالع» گفتوگو شده كه همگی از شرایط نابسامان آثار باستانی ایران شکوه میکنند.این فیلم در هفت بخش ساخته شده که یک بخش آن به سد سیوند میپردازد.
انجمن فرهنگی بیستون برگزار می کند
پنجشنبه ای با شکوه با :
یادمان ،
تا...
خاطره
نماهنگ زیبای ای ایران
پخش فیلمی در باره ی میراث فرهنگی
سخنرانی دکتر محمودی بختیاری
روایتگری شاهنامه بوسیله ی بانو ایراندخت
نماهنگ خلیج فارس
شعر خوانی و ....
سرود ای ایران
ساعت ۵ هتل ماربین![]()
سالها پیش در خاموشی شاید "ناگزیر بزرگان" پای جای پای ایشان نهادیم و اندکی جوانی و خامی را از یاد برده و در دفاع از فرهنگ و بزرگی ایران زمین پای در راه نهادیم ، راهی که با همه ی نا همواری ها، شکستها و نشستها در گذر از آن به پیمانی که بسته بودیم وفا دار ماندیم و هر ماهه با برگزاری همایشی در خور، به شعر ،موسیقی و تاریخ پرداختیم تا نشان دهیم که ....،
هستیم.
و چنین بود تا ترک سرزمین ناودانهای خاموش.
و اکنون چندیست در آغازی نوین به یاری اورمزد در پایتخت این مرز پر گهر باز گرد هم آمده ایم هرچند که برخی از دوستان پیشین را همراه نداریم ولی بی شک یادشان گرمی بخش دلهامان خواهد بود. چرا که این راه بی بازگشت است و بی شکست.