تبليغاتX
بیا تا جهان را به بد نسپریم
تارنگار رسمی انجمن فرهنگی بیستون

گزارش همایش کورش بزرگ

ناهید زندی

بزرگداشت کورش بهانه ای است برای از او گفتن ها و از او نوشتن ها و شاید بیش از آن بهانه ای برای یاد آوری فرهنگ غنی ایران در برابر انیران! تا شاید از یاد نبریم که دو هزار و پانصد و چهل و هفت سال پیش شاه ایران منشور حقوق بشر صادر کرده و اینک به شوند فراموش کردن منش نیاکانمان و عظمت سرزمینمان به پایمال کردن حقوق بشر متهم می شویم!

هفتم آبان ماه به این بهانه مهمان سرای مهر انجمن مهرگان بودیم تا یاد بزرگمردی را پاس داریم که بی گمان ، تاریخ این سرزمین از آن رو که فردی چون کورش در ساختش نقش داشته است به خود می بالد.

در این نشست که به یاری دوستان انجمن فرهنگی بیستون برگزار می شد بانو هما ارژنگی سروده ی بلندی درباره ی کورش خواندند ،از دیروز گفتند:

"مردی که از ژرفای تاریکی درخشید/جوشید و کوشید/مردی که بنیاد ستم زیر و زبر کرد..."

و از امروز خواندند:

"حالا نژاد و رنگ حرفی تازه دارند/حالا سر ِ بازار آدم می فروشند/آزادی و آزادگی افسانه گشته /ای برترین آزاده ای مانا ترین مرد..."

دقایقی گروه جوان موسیقی خرمی(فرتاش و هستی) میزبانی را به عهده گرفتند که دو نوازی زیبایشان (ضرب و سنتور) برنامه را زیبا تر کرد.

شعر زیبای مهندس حر آبادی که به مناسبت ابن همایش سروده شده بود ، تلنگری بود به نام کورش برای فرزندان ایران؛

"...کورش است این از نژاد پارسیان راستگو      آسمان کیشی که می بخشد زمین را آبرو

آن که بر آژی دهاک ِ کینه عشق آموخـــــــته       آنکه بابل را به خون مردمان نفروخــته

آنکه از زرتشت و موسی هم پیام آورتراسـت      درجهان عشق ازکل جهان عاشقتر است

آنکه قصدش از جهان گیری جهانخواری نبود     مثل آشور و سومر اهل ستمکاری نبــود

او جهان را می گرفت از دســـت اربابان زور     تا ببخشد عشق و آزادی و ابزار شعور...

...کاش بودی تا ببینی صحنه ی مرغــــاب را      ســـد سیـــــوند و تمدنهای زیــر آب را...

سپس آقای شمس خلخالی به شعر خوانی پرداختند:

"در نظرگاه دلم خورشید عالم کورش است      بهترین نوع بشر از جنس آدم کورش است...

هر سبک عهدی نگردد در جهان تاریخ ساز    آنکه با تاریخ دارد عهد محکم کورش است..."

آنگاه بخش هفتم فیلم "یادمان تا خاطره" ساخته ی آقای فرشید فرجی برای نخستین بار پخش شد که پس از آن این کارگردان گرانقدر کشورمان در کوتاه سخنی مژده دادند که فیلمبرداری پایانی فیلم در جستجوی کورش تا یک ماه آینده در ترکیه آغاز خواهد شد .

بانو توران شهریاری چکامه ای به نام کورش خواندند و اشاره کردند که نخستین بار در در پرده برداری از تندیس کورش در سیدنی استرالیا خوانده شده ، دیگر سخنران این نشست دکتر هوشنگ طالع بودند که ایشان هم در آغازی زیبا ، شعری برای کورش خواندند:

"کورش تو را با زبان نماز نتوان کرد

تو را با سخن نیایش نتوان کرد

تو را با شعر نتوان ستود

ای کورش

ای آزادگی بخش انسان

ای برترین برترینها...

ایشان در میان خوانش منشور کورش  - که به گفته ی وی : به راحتی از کنارش می گذریم و در آن دقت نمی کنیم گفتار خویش را پیش بردند و دیروز و امروزمان را به مقایسه نشستند و بزرگی کورش و سترگی کارش را ستودند .

آقای سهراب فتحعلی زاده با ساز سپند تنبور فضایی مینوی را بر این نشست حاکم کردند .

پایان بخش برنامه موسیقی سنتی دیگری بود که که آقای علیپور و یارانش سرود جاوید "ای ایران" و تصنیف زیبای "بهار" دلکش را اجرا کردند

همانگونه که آگاهید این همایش و نشستهایی از این دست برای زنده نگه داشتن تاریخ و تاریخ سازان این سرزمین تنها تلاش کوچکی ست برای اینکه هویت ملی خود را باز شناسیم تا شاید باز یابیمش.

شاید در ده های پیشین بسیار کمتر چنین برنامه هایی را شاهد بودیم اما جوان امروز خود دست به کوششی می زند تا بداند و به دیگران هم بیاموزد. امید که با شناخت منش نیک کورش و بزرگان کورش وش ایران زمین از آنها درس درست زیستن بیاموزیم تا دوباره نام ایران به گونه ای که شایسته ی آن است در جهان طنین افکند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 23:5  توسط بیستون  | 

 

    دکتر کزازی  : "بیستون با شمایان بدون ستون نیست "

همایش "از اسطوره تا تاریخ" سه شنبه 14 آبان در دانشگاه تربیت معلم (واحد تهران) با حضور تنی چند از دانشجویان و شاهنامه پژوهان جوان برگزار شد. این همایش به همت انجمن فرهنگی بیستون و انجمن علمی تاریخ دانشگاه تربیت معلم برگزار شد که دکتر میر جلال الدین کزازی نخستین سخنران این نشست بودند ، ایشان در آغاز سخنان خود با اشاره به جمع صد و چند نفری دانشجویان مشتاق حاضر در سالن گفتند که : همین دوست داری شاهنامه از دید من سترگ ترین و سُتوار ترین سنجه در ایرانی بودن شماست ، ما ایرانیان مردمانی بوده ایم بسیار بهروز و بخت یار که یزدان دادار بر ما فراوان مهر ورزیده است تا در یکی از باریک ترین ، دشوارترین یا آنچنان که امروزیان می گویند سرنوشت سازترین روزگاران در تاریخ ایران ، ابر مرد اندیشه و  ادب و فرهنگ ایران ، فردوسی را به ما ایرانیان ارمغان دهد تا او شاهنامه را بسراید. ایشان افزودند چارانه های خیام - غزلهای "حافظ" و "سعدی" - رازنامه ی بزرگ مولانا جلالدین "مثنوی" - در پیوسته های نازنین غزنین "سنایی" - سروده های پر شمار پیر هُژیر نشابور "عطار" - چامه های سُتوار خاقانی و انوری و کمال الدین اسماعیل سپاهانی - پنج گنج گران ِ دَستان زن ِ داستانهای کهن "نظامی" - وهر شاهکار دیگر از این دست ، در جهان می درخشد اما شاهکاری که همه ی این منش ، همه ی این فرهنگ ، همه ی این چیستی را جاودانه گردانده و  بر ما آشکار می دارد ، شاهنامه است. شما اگر روزگاری بخواهید بدانید که ایرانی بودن چیست؟ به چه معنیست ؟ ایرانی کیست؟ چه ویژگیهایی دارد؟

برترین و گرانمایه ترین آبشخور(سرچشمه) شما برای رسیدن به این آگاهی و شناخت ، شاهنامه است .

 فردوسی اوستادان، اوستاد ادب پارسی است . شاهنامه ، شاه ِ نامه های ایران است . اگر در سپیده دم سخن پارسی ، فردوسی بالا نمی افراخت و شاهنامه را نمی سرود هیچ یک از آن سالاران سترگ سخن سر بر نمی توانستند آورد ، هیچ کدام از آن شاهکارها پدیدار نمی توانستند شد ، اگر ما ایرانی هستیم و به ایرانی بودن خود نازان و سر افرازیم ، اگر به زبان دلاویز پارسی  با یکدیگر سخن می گوییم ، این همه را در گرو و وامدار فردوسی و شاهنامه هستیم . ایشان پس از 45 دقیقه سخنرانی ، در پایان خاطر نشان ساختند که : شاهنامه ما را به ما می شناساند ، ما را به ما باز می گرداند ، شاهنامه نامه ی سرشت ایران است ، پس می تواند و می باید نامه ی سرنوشت ایران باشد . دکتر کزازی  پس از پایان سخنرانی به هموندان انجمن فرهنگی بیستون گفتند که:" بیستون با شمایان بدون ستون نیست "

"ستایش کنم ایزد پاک را          که گویا و بینا کند خاک را

به موری دهد  مالش نره شیر    کند پشه بر پیل جنگی دلیر

جهان را بلندی و پستی تویی      ندانم چه ای هر چه هستی تویی"

این ابیات آغازین ِ سخنان ِ سرنشین ِ بنیاد نیشابور "استاد فریدون جنیدی " بود که با اشاره به تاریخ سرایش شاهنامه ادامه یافت . ایشان تاکید کردند که شاهنامه را فردوسی از خود نسروده است :

"یکی نامه بد از گه باستان            فراوان بدو اندرون داستان

پراکنده در دست هر موبدی          از او بهره ای برده هر بخردی

یکی پهلوان بود دهقان نژاد           دلیر و بزرگ و خردمند و راد"

این پهلوان ، انوشه روان "ابو منصور محمد بن عبدالرزاق توسی" پور بابک خراسانی ست ، پهلوان بزرگی که همه ی ایرانیان وامدار او هستند، چون اگر او نمی بود شاهنامه گرد نمی آمد.این پهلوان بزرگ چند تن را از شهر های مختلف زیر نظر وزیرش "ابو منصور" گرد آورده و فرمان داد تاشاهنامه را جمع آوری کنند . این نامها در پیش گفتار شاهنامه نیامده ، چرا که در آهنگ گفتار فردوسی نمی گنجد ، اما خوشبختانه در پیشگفتار شاهنامه ی ابو منصوری این نامها هست که عبارتند از :

- شادان برزین از توس

- ماخ ، پهلوان بزرگ خراسانی در بلخ

- ماهوی خورشید ، موبد نیشابور

- موبد یزدان داد ، موبد سیستان

استاد جنیدی در ادامه به شکافتن ریشه ی برخی واژه ها پرداختند و از برخی آیینهای نیکوی ایرانی نمونه آوردند و سپس در پایان با اشاره به نمونه هایی از یافته های نوین باستان شناسی که نشانگر تاریخ کهن ایران زمین است به سخنان خود پایان دادند. هم نوازی سنتور و دف بوسیله ی گروه جوان سال خرمی ، روایتگری شاهنامه بوسیله ی خانم فاطمه غلامی و چند سخنرانی و ...از دیگر بخشهای این همایش بود که با پخش سرود تصویری "ای ایران" به پایان رسید ،هنگام پخش تصاویری از ایران اشک در چشمان حاضرین از جمله استاد فریدون جنیدی حلقه زده بود.

گزارش کوتاه دو هفته نامه ی امرداد درباره ی همایش

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 11:35  توسط بیستون  | 

به نام یزدان    برای ایران

دنیــــا به پیش می رود و ما نشســـــته ایم

در  را به روی نو شدن خویش ، بســــته ایم

آری ، به نوش نیاکــــان خوشـــیم  و خویش

در غم اسیر و خامش و خردیم و خسته ایم

 

زمانه گاهی کوه می شود

سخت و بی روح

و در گذری آرام

به تماشای رنجهایی می نشیند که خود آفریده

و گاه شادی ها را با شتاب می گذرد

گریزی هم نیست

تکرار گفته هاست ولي؛

باید بود

بايد ؛      فهمید و فهماند

باید عاشق شد      فرهاد شد

تا کوه رنگ بیستون بگیرد و دل به تراش دهد ؛

نرم و آرام .

آری جا مانده ایم و برای رسیدن باید از جان مایه گذاشت .

باید به پیش رفت تا پیشرفت

پارس و پارت و ماد

با اندیشه ای سبز رویی سپید و قلبی سرخ

به شکوه و سربلندی ایران می اندیشیم

در گاه شمار وجودمان نام فردوسی بزرگ می درخشد...

2- نام ساختگی خلیج عرب محکوم است

دسیسه ها برای ساختن این نام دروغین محکوم است

محکوم هم محکوم است واژه ای تازی است    واژه ای بیگانه

در پایان پیمان ببندبم که پی بگیریم بند یند این بیانیه را

ایرانمان جاوید دوستیمان پایدار

امین محمودی

دبیر انجمن بیستون

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 16:23  توسط بیستون  | 

گزارش دو شب با شکوه...

۲۶ و ۲۷ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ خوزشیدی

ف.ح.نیکتا

سال ها از آتش کشیدن شهر پارسه ( تخت جمشید ) به دست اسکندر می گذرد .

از دو قرن سکوت ما

از حمله ی مغول به ایران

از بذل و بخششهای ناصری

از قراداد ترکمانچای

و سال ها از زمانی که مادام" دیولافوآ" ها به ایران می آمدند و آثار باستانی ما را قطعه قطعه می کردند تا بتوانند به همراه خود به پاریس ببرند می گذرد

سالها از زمانی که فرانسوی ها ، از آجرهای چندین هزار ساله ی آپادانای داریوش برای خود قلعه ساختند گذشته

ولی گویی ؛ تارارج این مرز و بوم را حد و اندازه  نیست

امروز مولانای ما ترکیه ای شده است

امروز پور سینا را عرب می خوانند

امروز حافظ ما ، با کلام شیوای پارسی اش ، عرب شده است

شاید بعد از این همه تاراج کمی حساس تر شدن عاقلانه باشد ، کمی سخت گیرتر شدن ، کمی متعصب تر بودن ،

و شاید زمانی رسیده است که باید از رخوت و سستی خود بیرون آییم و از این خواب که این بار بیش از حد طولانی شده است بیدار شویم

به همین منظور دومین یادواره بزرگداشت فردوسی شاعر اسطوره و عرفان در26و27 اردیبهشت ماه در کاخ نیاوران برگزار شد که در طی دو روز، فردوسی و شاهنامه مورد بحث وبررسی قرار گرفت و اساتید و هنرمندان بزرگواری که طی سال های متوالی به معرفی این افتخار ملی ، فردوسی بزرگ، پرداخته بودند مورد تقدیر و تشکر قرار گرفتند

آنچه در این همایش به چشم می خورد حضور همیشگی جوانان مشتاق این مرزو بوم بود که ما را در مورد آینده امیدوارتر می کرد

این همایش در روز پنجشنبه 26 اردیبهشت در ساعت 3 بعد از ظهر آغاز به کار کرد.

از آغاز بیننده متوجه می شد که امروز با چیزی متفاوت روبه روست!

پنجشنبه ، روز آغازین همایش:

آغازین همایش سرود ملی ای ایران بود ولی اینبار خوانندگان این سرود کودکانی 5 الی 6 ساله بودند نوید بخش فردای روشن این مرز و بوم

در طی سخنرانی دکتر محمودی بختیاری آنچه مورد بحث قرار گرفت مطلبی ناب ، جدید و در عین حال واقعی بود که کمتر بدان پرداخته شده  "عرفان فردوس"

شاهنامه خوان جوانی به نام سیاوش معینی داستان ایرج را از شاهنامه خواند که آهی از اعماق جان وشادی ای از ته دل برای آدمی به ارمغان می آورد ، آه از اینکه چرا سالیان سال از این فرهنگ اصیل خود دور بوده ایم و شادی از اینکه باز می بینیم آنچه را سالیانی چند به فراموشی سپرده بودیم

سخنرانان بعدی از جمله دکتر مصطفی بادکوبه ای به بررسی حقوقی پرداختند که عمری طولانی به بلندای تاریخ از فردوسی انکار شده بود . مدحیه ها و هجویه های فردوسی در مقام سلطان محمود ! سئوال اساسی اینکه آیا زمانی که فردوسی از دنیا میرفته و سال های پایانی عمر خود را می گذرانده اصلاَ شخصی به نام سلطان محمود غزنوی وجود داشته است یا خیر ؟

نمایشی پرمخاطب در حیاط کاخ نیاوران به اجرا در آمد ؛ بس زیبا و همچون بقیه کارهایی که در این همایش صورت گرفته بود هدفمند ؛ زنده کردن روحیه خودباوری در میان ایرانیان ، و اینکه هنوز هستیم و آرش هایی در این مرز بوم ، آری ما همه آرشیم فقط کمی فراموش کرده ایم.

دکتر حسن امین سردبیر نشریه ی توقیف شده ی "حافظ" ، فردوسی را وجدان ناخودآگاه ملت ایران دانست و بیان کرد اگر ما فردوسی نداشتیم امروز سعدی و حافظی نیز نداشتیم .

نمایش قطعه هایی از اپرای عروسکی  آقای بهروز قریب پورکه در چندین وچند کشور اکران شده بود وبه زودی در ایتالیا به روی پرده می رفت با سخنرانی و سپاسگزاری از این هنرمند همراه شد.

درپایان روز آغازین همایش ، گروه های موسیقی جوانی  ایفای دین کردند  آری ؛ از فردوسی خواندند ، رستم و سهراب ، که نوید فردایی روشن، از ارق ملی جوانان این مرز بوم به بزرگانشان وهمچنین آینده ای روشن بر موسیقی اصیل این خاک را می دادند .

آدینه روز روز دوم همایش :

آنچه امرزو را متفاوت می کرد، حضور استاد مسلم موسیقی ایران" استاد شهرام ناظری "بود. استاد اینبار نیز همگان را شگفت زده کردند قطعه ای جدید از کارشان، از داستان بیژن و منیژه، در این همایش اکران شد. و اینبار از فردوسی بزرگ خواندند چیزی که به قول خود استاد حداقل در این صد وپنجاه سال اخیر مورد بی مهری اساتید آواز ایران قرار گرفته بود. آری، این کار مقدمه ای خواهد بود برشاهنامه  خوانی نوین در ایران .

دکتر هرمز رحیمیان همچنان که از ادیبی راستین انتظار می رود به گفته هایی که با سوء گیری به فردوسی نسبت می دهند پرداخت ، نه، هرگز نمی توان فردوسی را که از زن به عنوان ماه روی، مهربان یار ، بت خوب چهر و سرو روی یاد می کند ، زن ستیز نامید ؟ 

توران بهرامی حقوقدان و چکامه سرا، فردوسی را پاسدار آیین ها و مراسم ایرانی خواند که مفاهیم را در  آنچنان کلام شیوایی ارائه کرده که حتا پس از گذشت قرون متمادی همچنان ما ایرانیان آن را بدون نیاز به واژه نامه درک می کنیم

اجرای مراسم زیبای رقص کردی ،توسط تعدادی از کردهای ایران زمین از وفادارترین مردمان این کشور به فردوسی و فرهنگ حماسی او یکی دیگر از جاذبه های این همایش بود

سخنرانی استاد بادکوبه ای ، همچنان که استاد از روز قبل قول داده بودند آدینه روز را به شعرخوانی پرداختند که با استقبال شدید تماشاگران مواجه شد

دختر شیرین و هفت ساله ای به اجرای داستان کشته شدن سهراب پرداخت که سالن مملو از جمعیت را برای دقایقی چند در شادی و شور غوطه ور کرد

محمد میرشکرایی در سخنرانی خود به اهمیت شاهنامه در ساخت هویت ایرانی پرداخت

این همایش در حالی پایان می یافت که به شرکت کنندگان آن، دید تازه ای از ایران

فردوسی ، شاهنامه و آنچه تاریخ درباره آن به حق و نا حق بیان داشته بود می داد .

در آخر؛ حق ناشناسی می دانم که به گروه و جوانان پرشور و الیکا بقایی که برگزار کننده این همایش بودند اشاره نکنم ؛ این بار نیز انجمن فرهنگی بیستون در راستای اهداف ایران دوستانه خود خوش درخشید.

این همایش بوسیله ی انجمن فرهنگی بیستون و گنجینه ی نقش جهان و یاری گری دو هفته نامه ی امرداد و چند انجمن دیگر در دو روز فراموش نشدنی به انجام رسید به امید حرکت های اثربخش دیگر، در ایران عزیز

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 21:53  توسط بیستون  |