|
تارنگار رسمی انجمن فرهنگی بیستون
|
بغ بزرگ است اهورامزدا ، او که این زمین را آفرید ، او که آسمان را آفرید ، او که انسان را آفرید ، او که شادی را برای انسان آفرید..
واژگان آغازین، یکی از کهنترین نمونههای ادب ایرانزمین است که دو ویژگی فرهنگ این آب و خاک را آشکارا به دیدهی دل آدمی مینشاند. فرهنگ کهن ما ، انسان را به چشم برترین کارگزار جهان مینگرد و شادی را بزرگترین دادهی ایزد یکتا به وی به شمار میآورد.
با پژوهش در كتاب اوستا و تاريخ ديني ايرانباستان و با بررسي آيينهاي ملي اين سرزمين در مييابيم كه جشنهاي بسياري از روزگاران دور و نزديك در ايران وجود داشته و نياكان فرزانهی ما به پيروي از سفارش اشوزرتشت (پيامبر ايران زمين) همواره بر آن بودند تا جشن و شادماني را گسترش دهند و به همين انگيزه جشنهايي به مناسبتهاي گوناگون تاريخي، ملي و ديني برپا داشتهاند.
در گاهنامه(تقويم) ایرانیان باستان (و زرتشتیان امروز)، هر سال ۱۲ ماه دارد و هر ماه سي روز است كه هر روز با نامي ويژه شناخته ميشود. از سوي ديگر نام دوازده ماه نيز در بين نامهاي سي روزه وجود دارد و در هر ماه، برابر شدن روز و ماه جشن گرفته ميشود. ماه دوازدهم سال و پنجمين روز از هر ماه، به پاس ايزدبانوي نگاهبان آن، "سپندارمذ" (اسفند) نام دارد و ايرانيان از ديرباز در اين روز جشني بزرگ بر پا ميكردهاند كه به آن "جشن سپندارمذگان" يا "جشن اسفندگان" گفتهميشود. امروزه با تغییراتی که در گاهشماری خیامی رخ داده ، این جشن در 29 بهمن ماه برگزار میشود.
در همین راستا ، روز یکشنبه 11 اسفندماه 1387 خورشیدی ، این جشن فرخنده به همت انجمن فرهنگی بیستون و با همکاری کانون ایرانزمین در دانشگاه "علم و فرهنگ" تهران برگزار شد.
بخش نخست این مراسم که از ساعت 15 و در سالن آمفی تئاتر دانشگاه برگزار شد، نمایش پارهای از فیلمی مستند با عنوان "در جستجوی کوروش" به کارگردانی کوروش کار و فیلمبرداری فرشید فرجی بود. (این فیلم هماکنون مراحل پایانی فیلمبرداری خود را میگذراند.)
سپس بانو ایراندخت با پردهخوانی بخش "ایران و توران" شاهنامه، شور و هیجانی دیگر به باشندگان(حاضرین) جشن بخشیدند.
در بخش دیگری از این همایش، پای سخنان دکتر هوشنگ طالع نشستیم. ایشان با ابراز خرسندی از برگزاری این جشنهای کهن در ایران امروز و قدردانی از تلاش جوانان و دست اندرکاران برپایی این مراسم، به صحبت پیرامون فلسفهی جشن اسفندگان و برگزاری آن در دوره های مختلف تاریخی پرداختند.
خلیـج فارسـم من ، بازوی ستـوار عـمـانـم
ز هـرمـز تا هویـزه ، بیقرار از عشق ایرانم ...
به جرأت لطفعلیخان ام، به دولت صاحب رخشم
از اینرو تنـب کوچک را به یک دنیا نمیبخشم ...
این ابیات ، بخش آغازین چکامهی زیبایی هستند با عنوان "خلیج فارس"، سرودهی مهندس حرآبادی که توسط خود ایشان در این همایش خوانده شد و گرمای بیشتری به جمع بخشید.
پس از پخش نماهنگی زیبا ، بانو ایراندخت بار دیگر به نقالی پرداختند.
در پرشورترین و جذابترین بخش برنامه، هنرمند بزرگ و خوانندهی مردمی و میهندوست کشورمان، استاد شهرام ناظری، به سخنرانی کوتاهی پرداختند. ایشان با وجود کسالتی که داشتند، ضمن حمایت و سپاسگزاری از برگزارکنندگان این همایش و امید به آیندهای روشنتر، توضیح کوتاهی پیرامون فعالیت هنری خود در زمینهی شاهنامه دادند و سپس با خواندن ابیات آغازین داستان بیژن و منیژه، باشندگان را به شنیدن نوای جانبخش سهتار و آوای گرم و مخملین خود، مهمان کردند.
بخش پایانی این همایش، چون همیشه، پخش سرود جاویدان "ای ایران" به همراه نگارههایی زیبا بود که همخوانی جمع حاضر ، شکوهی دوچندان به آن بخشید.
در پایان مراسم از مهمانان با آجیل و شربت بیدمشک (که گیاه آن نماد این روز فرخنده است) پذیرایی شد. ناگفته نماند که پیشتر (در 29 بهمن ماه) نیز پس از پخت آش مخصوص این ماه 1000 شاخه گل نرگس و بروشور معرفی این جشن باستانی در بین دانشجویان پخش شده بود که با استقبال زیادی روبرو گردید.
یاسمین مجتهد پور
گزارش همایش کورش بزرگ
ناهید زندی
بزرگداشت کورش بهانه ای است برای از او گفتن ها و از او نوشتن ها و شاید بیش از آن بهانه ای برای یاد آوری فرهنگ غنی ایران در برابر انیران! تا شاید از یاد نبریم که دو هزار و پانصد و چهل و هفت سال پیش شاه ایران منشور حقوق بشر صادر کرده و اینک به شوند فراموش کردن منش نیاکانمان و عظمت سرزمینمان به پایمال کردن حقوق بشر متهم می شویم!
هفتم آبان ماه به این بهانه مهمان سرای مهر انجمن مهرگان بودیم تا یاد بزرگمردی را پاس داریم که بی گمان ، تاریخ این سرزمین از آن رو که فردی چون کورش در ساختش نقش داشته است به خود می بالد.
در این نشست که به یاری دوستان انجمن فرهنگی بیستون برگزار می شد بانو هما ارژنگی سروده ی بلندی درباره ی کورش خواندند ،از دیروز گفتند:
"مردی که از ژرفای تاریکی درخشید/جوشید و کوشید/مردی که بنیاد ستم زیر و زبر کرد..."
و از امروز خواندند:
"حالا نژاد و رنگ حرفی تازه دارند/حالا سر ِ بازار آدم می فروشند/آزادی و آزادگی افسانه گشته /ای برترین آزاده ای مانا ترین مرد..."
دقایقی گروه جوان موسیقی خرمی(فرتاش و هستی) میزبانی را به عهده گرفتند که دو نوازی زیبایشان (ضرب و سنتور) برنامه را زیبا تر کرد.
شعر زیبای مهندس حر آبادی که به مناسبت ابن همایش سروده شده بود ، تلنگری بود به نام کورش برای فرزندان ایران؛
"...کورش است این از نژاد پارسیان راستگو آسمان کیشی که می بخشد زمین را آبرو
آن که بر آژی دهاک ِ کینه عشق آموخـــــــته آنکه بابل را به خون مردمان نفروخــته
آنکه از زرتشت و موسی هم پیام آورتراسـت درجهان عشق ازکل جهان عاشقتر است
آنکه قصدش از جهان گیری جهانخواری نبود مثل آشور و سومر اهل ستمکاری نبــود
او جهان را می گرفت از دســـت اربابان زور تا ببخشد عشق و آزادی و ابزار شعور...
...کاش بودی تا ببینی صحنه ی مرغــــاب را ســـد سیـــــوند و تمدنهای زیــر آب را...
سپس آقای شمس خلخالی به شعر خوانی پرداختند:
"در نظرگاه دلم خورشید عالم کورش است بهترین نوع بشر از جنس آدم کورش است...
هر سبک عهدی نگردد در جهان تاریخ ساز آنکه با تاریخ دارد عهد محکم کورش است..."
آنگاه بخش هفتم فیلم "یادمان تا خاطره" ساخته ی آقای فرشید فرجی برای نخستین بار پخش شد که پس از آن این کارگردان گرانقدر کشورمان در کوتاه سخنی مژده دادند که فیلمبرداری پایانی فیلم در جستجوی کورش تا یک ماه آینده در ترکیه آغاز خواهد شد .
بانو توران شهریاری چکامه ای به نام کورش خواندند و اشاره کردند که نخستین بار در در پرده برداری از تندیس کورش در سیدنی استرالیا خوانده شده ، دیگر سخنران این نشست دکتر هوشنگ طالع بودند که ایشان هم در آغازی زیبا ، شعری برای کورش خواندند:
"کورش تو را با زبان نماز نتوان کرد
تو را با سخن نیایش نتوان کرد
تو را با شعر نتوان ستود
ای کورش
ای آزادگی بخش انسان
ای برترین برترینها...
ایشان در میان خوانش منشور کورش - که به گفته ی وی : به راحتی از کنارش می گذریم و در آن دقت نمی کنیم گفتار خویش را پیش بردند و دیروز و امروزمان را به مقایسه نشستند و بزرگی کورش و سترگی کارش را ستودند .
آقای سهراب فتحعلی زاده با ساز سپند تنبور فضایی مینوی را بر این نشست حاکم کردند .
پایان بخش برنامه موسیقی سنتی دیگری بود که که آقای علیپور و یارانش سرود جاوید "ای ایران" و تصنیف زیبای "بهار" دلکش را اجرا کردند
همانگونه که آگاهید این همایش و نشستهایی از این دست برای زنده نگه داشتن تاریخ و تاریخ سازان این سرزمین تنها تلاش کوچکی ست برای اینکه هویت ملی خود را باز شناسیم تا شاید باز یابیمش.
شاید در ده های پیشین بسیار کمتر چنین برنامه هایی را شاهد بودیم اما جوان امروز خود دست به کوششی می زند تا بداند و به دیگران هم بیاموزد. امید که با شناخت منش نیک کورش و بزرگان کورش وش ایران زمین از آنها درس درست زیستن بیاموزیم تا دوباره نام ایران به گونه ای که شایسته ی آن است در جهان طنین افکند.
دکتر کزازی : "بیستون با شمایان بدون ستون نیست "
همایش "از اسطوره تا تاریخ" سه شنبه 14 آبان در دانشگاه تربیت معلم (واحد تهران) با حضور تنی چند از دانشجویان و شاهنامه پژوهان جوان برگزار شد. این همایش به همت انجمن فرهنگی بیستون و انجمن علمی تاریخ دانشگاه تربیت معلم برگزار شد که دکتر میر جلال الدین کزازی نخستین سخنران این نشست بودند ، ایشان در آغاز سخنان خود با اشاره به جمع صد و چند نفری دانشجویان مشتاق حاضر در سالن گفتند که : همین دوست داری شاهنامه از دید من سترگ ترین و سُتوار ترین سنجه در ایرانی بودن شماست ، ما ایرانیان مردمانی بوده ایم بسیار بهروز و بخت یار که یزدان دادار بر ما فراوان مهر ورزیده است تا در یکی از باریک ترین ، دشوارترین یا آنچنان که امروزیان می گویند سرنوشت سازترین روزگاران در تاریخ ایران ، ابر مرد اندیشه و ادب و فرهنگ ایران ، فردوسی را به ما ایرانیان ارمغان دهد تا او شاهنامه را بسراید. ایشان افزودند چارانه های خیام - غزلهای "حافظ" و "سعدی" - رازنامه ی بزرگ مولانا جلالدین "مثنوی" - در پیوسته های نازنین غزنین "سنایی" - سروده های پر شمار پیر هُژیر نشابور "عطار" - چامه های سُتوار خاقانی و انوری و کمال الدین اسماعیل سپاهانی - پنج گنج گران ِ دَستان زن ِ داستانهای کهن "نظامی" - وهر شاهکار دیگر از این دست ، در جهان می درخشد اما شاهکاری که همه ی این منش ، همه ی این فرهنگ ، همه ی این چیستی را جاودانه گردانده و بر ما آشکار می دارد ، شاهنامه است. شما اگر روزگاری بخواهید بدانید که ایرانی بودن چیست؟ به چه معنیست ؟ ایرانی کیست؟ چه ویژگیهایی دارد؟
برترین و گرانمایه ترین آبشخور(سرچشمه) شما برای رسیدن به این آگاهی و شناخت ، شاهنامه است .
فردوسی اوستادان، اوستاد ادب پارسی است . شاهنامه ، شاه ِ نامه های ایران است . اگر در سپیده دم سخن پارسی ، فردوسی بالا نمی افراخت و شاهنامه را نمی سرود هیچ یک از آن سالاران سترگ سخن سر بر نمی توانستند آورد ، هیچ کدام از آن شاهکارها پدیدار نمی توانستند شد ، اگر ما ایرانی هستیم و به ایرانی بودن خود نازان و سر افرازیم ، اگر به زبان دلاویز پارسی با یکدیگر سخن می گوییم ، این همه را در گرو و وامدار فردوسی و شاهنامه هستیم . ایشان پس از 45 دقیقه سخنرانی ، در پایان خاطر نشان ساختند که : شاهنامه ما را به ما می شناساند ، ما را به ما باز می گرداند ، شاهنامه نامه ی سرشت ایران است ، پس می تواند و می باید نامه ی سرنوشت ایران باشد . دکتر کزازی پس از پایان سخنرانی به هموندان انجمن فرهنگی بیستون گفتند که:" بیستون با شمایان بدون ستون نیست "
"ستایش کنم ایزد پاک را که گویا و بینا کند خاک را
به موری دهد مالش نره شیر کند پشه بر پیل جنگی دلیر
جهان را بلندی و پستی تویی ندانم چه ای هر چه هستی تویی"
این ابیات آغازین ِ سخنان ِ سرنشین ِ بنیاد نیشابور "استاد فریدون جنیدی " بود که با اشاره به تاریخ سرایش شاهنامه ادامه یافت . ایشان تاکید کردند که شاهنامه را فردوسی از خود نسروده است :
"یکی نامه بد از گه باستان فراوان بدو اندرون داستان
پراکنده در دست هر موبدی از او بهره ای برده هر بخردی
یکی پهلوان بود دهقان نژاد دلیر و بزرگ و خردمند و راد"
این پهلوان ، انوشه روان "ابو منصور محمد بن عبدالرزاق توسی" پور بابک خراسانی ست ، پهلوان بزرگی که همه ی ایرانیان وامدار او هستند، چون اگر او نمی بود شاهنامه گرد نمی آمد.این پهلوان بزرگ چند تن را از شهر های مختلف زیر نظر وزیرش "ابو منصور" گرد آورده و فرمان داد تاشاهنامه را جمع آوری کنند . این نامها در پیش گفتار شاهنامه نیامده ، چرا که در آهنگ گفتار فردوسی نمی گنجد ، اما خوشبختانه در پیشگفتار شاهنامه ی ابو منصوری این نامها هست که عبارتند از :
- شادان برزین از توس
- ماخ ، پهلوان بزرگ خراسانی در بلخ
- ماهوی خورشید ، موبد نیشابور
- موبد یزدان داد ، موبد سیستان
استاد جنیدی در ادامه به شکافتن ریشه ی برخی واژه ها پرداختند و از برخی آیینهای نیکوی ایرانی نمونه آوردند و سپس در پایان با اشاره به نمونه هایی از یافته های نوین باستان شناسی که نشانگر تاریخ کهن ایران زمین است به سخنان خود پایان دادند. هم نوازی سنتور و دف بوسیله ی گروه جوان سال خرمی ، روایتگری شاهنامه بوسیله ی خانم فاطمه غلامی و چند سخنرانی و ...از دیگر بخشهای این همایش بود که با پخش سرود تصویری "ای ایران" به پایان رسید ،هنگام پخش تصاویری از ایران اشک در چشمان حاضرین از جمله استاد فریدون جنیدی حلقه زده بود.
گزارش دو شب با شکوه...
۲۶ و ۲۷ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ خوزشیدی
ف.ح.نیکتا
سال ها از آتش کشیدن شهر پارسه ( تخت جمشید ) به دست اسکندر می گذرد .
از دو قرن سکوت ما
از حمله ی مغول به ایران
از بذل و بخششهای ناصری
از قراداد ترکمانچای
و سال ها از زمانی که مادام" دیولافوآ" ها به ایران می آمدند و آثار باستانی ما را قطعه قطعه می کردند تا بتوانند به همراه خود به پاریس ببرند می گذرد
سالها از زمانی که فرانسوی ها ، از آجرهای چندین هزار ساله ی آپادانای داریوش برای خود قلعه ساختند گذشته
ولی گویی ؛ تارارج این مرز و بوم را حد و اندازه نیست
امروز مولانای ما ترکیه ای شده است
امروز پور سینا را عرب می خوانند
امروز حافظ ما ، با کلام شیوای پارسی اش ، عرب شده است
شاید بعد از این همه تاراج کمی حساس تر شدن عاقلانه باشد ، کمی سخت گیرتر شدن ، کمی متعصب تر بودن ،
و شاید زمانی رسیده است که باید از رخوت و سستی خود بیرون آییم و از این خواب که این بار بیش از حد طولانی شده است بیدار شویم
به همین منظور دومین یادواره بزرگداشت فردوسی شاعر اسطوره و عرفان در26و27 اردیبهشت ماه در کاخ نیاوران برگزار شد که در طی دو روز، فردوسی و شاهنامه مورد بحث وبررسی قرار گرفت و اساتید و هنرمندان بزرگواری که طی سال های متوالی به معرفی این افتخار ملی ، فردوسی بزرگ، پرداخته بودند مورد تقدیر و تشکر قرار گرفتند
آنچه در این همایش به چشم می خورد حضور همیشگی جوانان مشتاق این مرزو بوم بود که ما را در مورد آینده امیدوارتر می کرد
این همایش در روز پنجشنبه 26 اردیبهشت در ساعت 3 بعد از ظهر آغاز به کار کرد.
از آغاز بیننده متوجه می شد که امروز با چیزی متفاوت روبه روست!
پنجشنبه ، روز آغازین همایش:
آغازین همایش سرود ملی ای ایران بود ولی اینبار خوانندگان این سرود کودکانی 5 الی 6 ساله بودند نوید بخش فردای روشن این مرز و بوم
در طی سخنرانی دکتر محمودی بختیاری آنچه مورد بحث قرار گرفت مطلبی ناب ، جدید و در عین حال واقعی بود که کمتر بدان پرداخته شده "عرفان فردوس"
شاهنامه خوان جوانی به نام سیاوش معینی داستان ایرج را از شاهنامه خواند که آهی از اعماق جان وشادی ای از ته دل برای آدمی به ارمغان می آورد ، آه از اینکه چرا سالیان سال از این فرهنگ اصیل خود دور بوده ایم و شادی از اینکه باز می بینیم آنچه را سالیانی چند به فراموشی سپرده بودیم
سخنرانان بعدی از جمله دکتر مصطفی بادکوبه ای به بررسی حقوقی پرداختند که عمری طولانی به بلندای تاریخ از فردوسی انکار شده بود . مدحیه ها و هجویه های فردوسی در مقام سلطان محمود ! سئوال اساسی اینکه آیا زمانی که فردوسی از دنیا میرفته و سال های پایانی عمر خود را می گذرانده اصلاَ شخصی به نام سلطان محمود غزنوی وجود داشته است یا خیر ؟
نمایشی پرمخاطب در حیاط کاخ نیاوران به اجرا در آمد ؛ بس زیبا و همچون بقیه کارهایی که در این همایش صورت گرفته بود هدفمند ؛ زنده کردن روحیه خودباوری در میان ایرانیان ، و اینکه هنوز هستیم و آرش هایی در این مرز بوم ، آری ما همه آرشیم فقط کمی فراموش کرده ایم.
دکتر حسن امین سردبیر نشریه ی توقیف شده ی "حافظ" ، فردوسی را وجدان ناخودآگاه ملت ایران دانست و بیان کرد اگر ما فردوسی نداشتیم امروز سعدی و حافظی نیز نداشتیم .
نمایش قطعه هایی از اپرای عروسکی آقای بهروز قریب پورکه در چندین وچند کشور اکران شده بود وبه زودی در ایتالیا به روی پرده می رفت با سخنرانی و سپاسگزاری از این هنرمند همراه شد.
درپایان روز آغازین همایش ، گروه های موسیقی جوانی ایفای دین کردند آری ؛ از فردوسی خواندند ، رستم و سهراب ، که نوید فردایی روشن، از ارق ملی جوانان این مرز بوم به بزرگانشان وهمچنین آینده ای روشن بر موسیقی اصیل این خاک را می دادند .
آدینه روز روز دوم همایش :
آنچه امرزو را متفاوت می کرد، حضور استاد مسلم موسیقی ایران" استاد شهرام ناظری "بود. استاد اینبار نیز همگان را شگفت زده کردند قطعه ای جدید از کارشان، از داستان بیژن و منیژه، در این همایش اکران شد. و اینبار از فردوسی بزرگ خواندند چیزی که به قول خود استاد حداقل در این صد وپنجاه سال اخیر مورد بی مهری اساتید آواز ایران قرار گرفته بود. آری، این کار مقدمه ای خواهد بود برشاهنامه خوانی نوین در ایران .
دکتر هرمز رحیمیان همچنان که از ادیبی راستین انتظار می رود به گفته هایی که با سوء گیری به فردوسی نسبت می دهند پرداخت ، نه، هرگز نمی توان فردوسی را که از زن به عنوان ماه روی، مهربان یار ، بت خوب چهر و سرو روی یاد می کند ، زن ستیز نامید ؟
توران بهرامی حقوقدان و چکامه سرا، فردوسی را پاسدار آیین ها و مراسم ایرانی خواند که مفاهیم را در آنچنان کلام شیوایی ارائه کرده که حتا پس از گذشت قرون متمادی همچنان ما ایرانیان آن را بدون نیاز به واژه نامه درک می کنیم
اجرای مراسم زیبای رقص کردی ،توسط تعدادی از کردهای ایران زمین از وفادارترین مردمان این کشور به فردوسی و فرهنگ حماسی او یکی دیگر از جاذبه های این همایش بود
سخنرانی استاد بادکوبه ای ، همچنان که استاد از روز قبل قول داده بودند آدینه روز را به شعرخوانی پرداختند که با استقبال شدید تماشاگران مواجه شد
دختر شیرین و هفت ساله ای به اجرای داستان کشته شدن سهراب پرداخت که سالن مملو از جمعیت را برای دقایقی چند در شادی و شور غوطه ور کرد
محمد میرشکرایی در سخنرانی خود به اهمیت شاهنامه در ساخت هویت ایرانی پرداخت
این همایش در حالی پایان می یافت که به شرکت کنندگان آن، دید تازه ای از ایران
فردوسی ، شاهنامه و آنچه تاریخ درباره آن به حق و نا حق بیان داشته بود می داد .
در آخر؛ حق ناشناسی می دانم که به گروه و جوانان پرشور و الیکا بقایی که برگزار کننده این همایش بودند اشاره نکنم ؛ این بار نیز انجمن فرهنگی بیستون در راستای اهداف ایران دوستانه خود خوش درخشید.
این همایش بوسیله ی انجمن فرهنگی بیستون و گنجینه ی نقش جهان و یاری گری دو هفته نامه ی امرداد و چند انجمن دیگر در دو روز فراموش نشدنی به انجام رسید به امید حرکت های اثربخش دیگر، در ایران عزیز
علیقلی محمودی بختیاری:
«رستم» با خون «دیو سپید» نور و آگاهی را آزاد كرد
عیسا حکمتیزاده(خبرنگار دو هفته نامه امرداد): دكتر علیقلی محمودیبختیاری در همایش «یادمان تا خاطره» با ابراز خرسندی از اینكه دستكم بخشی از فرهنگمان با بودن در موزهها، پاس داشته خواهند شد، دربارهی شاهنامه و عرفان و کتاب خود با نام «شاهنامه، آبشخور عارفان» گفت: «"عرفان" به چم(:معنی) شناخت و آگاهی و بینش و خرد است و نباید آنرا با تصوف اشتباه کرد.» به گفتهی محمودی بختیاری «آبشخور» به چم چشمهای است که از آن سیراب میشوند و بهره میگیرند.
محمودی بختیاری، این استاد ادبیات كشورمان افزود: «اگر شاهنامه را بخوانید، خواهید دید که آنچه حافظ و مولانا و عطار و دیگرانی چون خیام از آن سرچشمه میگیرند شاهنامه است.»
وی برای نمونه هفتخوان رستم را با هفت مرحلهی عرفان به گفته عطار برابر دانست و دیو سپید را مانند زندانی برشمرد که در آن نور و روشنی و آگاهی زندانی است، رستم با خون او بینایی و آگاهی را برای سران کشور که نابینا شده بودند، میآورد.
همایش «یادمان تا خاطره» که دكتر محمودیبختیاری از سخنرانهای آن بود به کوشش انجمن فرهنگی بیستون، 21 شهریورماه برگزار شد. در این همایش، در بخش نخست فیلمی مستند همنام با همایش به نمایش در آمد. این فیلم که از ساختههای «فرشید فرجی» است به روند ویرانی آثار فرهنگیمان پرداخته شد. در این مستند با کسانی چون «کامیار عبدی»، «حسن فاضلی»،«مسعود آذرنوش» و «هوشنگ طالع» گفتوگو شده كه همگی از شرایط نابسامان آثار باستانی ایران شکوه میکنند.این فیلم در هفت بخش ساخته شده که یک بخش آن به سد سیوند میپردازد.